درباره وبلاگ

دوستان مراقب باشیم که اگر با آمدن خورشید از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست!!

یوسف زهرا : تورا من چشم در راهم ....
لینک دوستان
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها


توسط : کاوه |  

کتاب «من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام!» دومین کتاب از مجموعه منشورات «دفتر مطالعات گفتمان انقلاب اسلامی»ست که در تحقیقی موشکافانه ابعاد و زوایای فرمایشات امام خامنه ای(حفظه الله) را درباره دو موضوع مهم «مذاکره و تحریم» در دو ساله اخیر بررسی نموده است.

در فصل اول سعی شد ، تلاش ایشان برای عمق بخشی تحلیل ها به سمت درگیری جبهه حق و باطل و مواجهه دولت مستکبر آمریکا با ملت استکبارستیز ایران اسلامی مورد توجه قرار گیرد.

 در فصل دوم، نگاه همه جانبه ایشان به علل تحریم ها و توجه به برکات حاصل از تحریم ها در پیشرفت ایران اسلامی مورد اشاره قرار گرفت و راهکارهای اصولی ایشان برای برون رفت از این شرایط بیان شد.

در فصل سوم تلاش شد با بررسی سیر بیانات رهبری عزیز در ارتباط با تحریم و مذاکره، تدابیر سه گانه ایشان در هدایت مسئولان و مردم شرح داده شود.

رهبری انقلاب در تدبیر اول که تا قبل از شروع سال 92 مورد استفاده قرار دادند، صادقانه و به صراحت، قائلین به مذاکره با آمریکا را افرادی ساده لوح یا مغرض خطاب کردند و با توجه دادن به تلقی دشمن از اصل مذاکره به عقب نیشنی ایران اسلامی به دلیل ناتوانی در برابر فشار تحریم، به بیان ادله متقن خود در حل نشدن مشکلات درصورت مذاکره با آمریکا پرداختند.

در تدبیر دوم که از روزهای آغازین سال 92 تا استقرار دولت یازدهم صورت گرفت، سعی کردند با تقبیح عقب نشینی در برابر استکبار و لزوم ایستادگی، صبر و توکل به خدا در برابر تحریم ها، عدم خوشبینی خود نسبت به مذاکره را اعلام داشته و دلایل روشنی براین موضع ارائه نمایند.

اوج هوشمندی رهبریِ مبتنی بر اصل ولایت فقیه را می توان در تدبیر سوم مقام معظم رهبری مشاهده کرد. در شرایطی که دولت جدید عزم خود را برای مذاکره با آمریکا جزم کرد و با تغییر لحن و مواضع و ارائه چراغ سبز به طرف آمریکایی، علنا مذاکرات 1+5 را به  صحنه دیپلماسی خود با آمریکا بدل کرد، ایشان از یک سو برای تحدید و تنظیم اصولی چارچوب مذاکرات، تاکتیک نرمش قهرمانانه را به عنوان حرکت منطقی دیپلماتیک اعلام فرمودند و از دیگر سو برای جلوگیری از القای حاکمیت دوگانه در نظام اسلامی به حمایت مشروط از تیم مذاکره کننده پرداختند.

برای دانلود متن کامل این کتاب اینجا را کلیک نمایید.

توسط : کاوه |  

ثواب طراحی این پوستر را تقدیم می کنم به روح پر فتوح شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ تحمیلی

به این میگن زرنگی !

 





برچسب ها : اگر از گناه مطهری, رجایی هست که بهشتی شوی
توسط : کاوه |  

حجت‌الاسلام و المسلمین شهاب مرادی یکی از روحانیون فعال در عرصه فرهنگی و هنری و رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است. او پیشتر عضو شورای پروانه نمایش و رئیس گروه مشاورین جوان وزارت کشور بوده است. شهاب مرادی مدتی نیز معاونت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است. او همچنین عضو هیات منصفه مطبوعات است.

حضور در برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی جمهوری اسلامی به عنوان کارشناس و دعوت از وی جهت سخنرانی و گفتگو در مناسبت‌های مختلف مذهبی موجب شده است تا وی بیش از پیش دوستداران و علاقه‌مدانی نسبت به دیدگاه‌ها و نظرات خود پیدا نماید. وی که با برنامه مردم ایران سلام چهره شد در سال‌های اخیر کلاس‌های زیادی را با موضوعات سبک زندگی به خصوص در حوزه جوانان به صورت آزاد و رایگان برگزار کرده است. شهاب مرادی یکی از محبوب ترین روحانیون در نزد جوانان محسوب می‌شود.

گفتنی است شهاب مرادی اصالتا اهل یکی از روستاهای شهرستان فریدن بنام دهه می باشد .





برچسب ها : شهاب مرادی, اصالتا فریدنی, اهل فریدن اصفهان
توسط : کاوه |  
چقدر خنده داره که

خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته
اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه

چقدر خنده داره که
برای عبادت
و کارهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمیکنیم
اما بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم

چقدر خنده داره
شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم
اما سخنان قرآن رو به سختی باور میکنیم!





توسط : کاوه |  
دکتر اکبر اعتماد، رئيس انرژي اتمي ايران قبل از انقلاب در اين مصاحبه که با شبکه بي بي سي در سال 89 انجام شده است دفاع جانانه اي از حقوق هسته اي ملت ايران مي کند و به بسياري از شبهات پاسخ مي گويد. این فیلم در برنامه چهارشنبه شب "ثریا" منتشر شد.

بخش اول

بخش دوم





توسط : کاوه |  

دکتر محمود رفیعی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در روز عرفه به لقاء الله پیوست و پیکر او همزمان با برگزاری مراسم قرائت دعای عرفه در این دانشگاه تشییع شد و سپس در زادگاهش یکی از روستاهای قزوین تشییع و به خاک سپرده شد.

شهید دکتر محمود رفیعی عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی بود که علاوه بر سرودن اشعار، دروس جدیدی با عنوان ادبیات انتظار در دانشگاه ها تدریس می کرد که مشتاقان زیادی در جمع دانشجویان داشت.

وی 30 سال قبل در سال 62، زمانی که در کمین دشمن افتاده و بعد از شهادت شماری از دوستانش مورد اصابت گلوله های متعدد و حتی تیر خلاص دشمن قرار گرفت، روحش از بدن جدا شد، اما بعد از چندین ساعت با وجود انتقال جسدش به سردخانه شهدا، رزمندگان متوجه زنده بودنش می شوند و وی با ترکش های فراوانی که در بدن و از جمله کنار قلبش داشت، 30 سال دیگر از خدا عمر گرفت.

البته این ترکش ها در سالهای اخیر به شدت زندگی و حتی راه رفتن را برای او سخت کرده بودند.

دکتر رفیعی خاطره رفت و برگشت روحش به عالم دیگر را بارها برای مردم تعریف کرده بود و شعری نیز در این باره سروده بود با این مطلع:

جاده مانده است و من و این سر باقیمانده       
                                                رمقی نیست در این پیکر باقیمانده

البته این خاطره و این شعر، همواره روح حاضران را تکان می داد و اشک را بر گونه هایشان جاری می ساخت.

وی سه سال قبل هم در یادواره سرداران شهید نیروی دریایی سپاه رشت برای مشتاقان زیادی که بی صبرانه و در سکوت محض و در دل تاریکی شب پای خاطره گویی او نشسته بودند، این موارد را عنوان کرد که در زیر می آید:

راوی هشت سال دفاع مقدس از سال 62 که در جبهه بود آغاز کرد و گفت: با خدای خود راز و نیاز می کردم که نکند جنگ به پایان برسد و دروازه شهادت بسته شود و من این ور دروازه بمانم که اکنون همه ما این ور دروازه هستیم. پس از یک سال دعای شهادت خواندن، شبی در خواب یکی از دوستان شهیدم که در عملیات بیت المقدس شهید شده بود را دیدم که به من گفت وسایلت را جمع کن و کارهایت را انجام بده و وصیتنامه خود را بنویس یک هفته دیگر شهید می شی، گفتم آقا سعید از کجا می دانی، کی گفته، دوستم گفت به من گفتند که بهت بگم دعایت مستجاب شده و یک هفته دیگر شهید می شی.

وی اضافه کرد: از خواب بیدار شدم و نماز خواندم و گفتم خدایا گفتم منو شهید کن اما نه همین الان، جبهه ها به رزمنده نیاز دارد و اگر من شهید بشم و سنگر خالی شود دشمن کشور را می گیرد، خدایا پس چرا وقتی گفتم زیارت کربلا و زیارت امام زمان را نصیبم کن آن را قسمت نکردی، و انگشت روی کشته شدن ما گذاشتی. به خدا گفتم خدایا حالا اگر می خواهی شهیدم کنی باشد، اما شهید نکنی بهتر است.

وی اضافه کرد: من ابتدا گفتم خدایا شهیدم کن و بعد گفتم نکن، بعد از یک هفته دوباره همان دوستم را در خواب دیدم گفت آقا محمود تو می آیی پیش ما اما تو را بر می گردانند ولی دست و پایت را قبول می کنند.
این راوی جنگ تحمیلی درباره شهادت خود و دوباره برگشتنش، اذعان کرد: در 13 تیر سال 62 یک هفته بعد که دوستم به من خبر شهادتم را داده بود ، در منطقه آذربایجان غربی درگیری ایجاد شد و به همراه حدود 12 نفر به این منطقه رفتیم و در راه به ما کمین زدند و از زمین و آسمان بر ما گلوله بارید به قدری بود که دو سه نفر از همراهانم شهید و بی سر شدند و بدنشان دست و پا می زد.

از ماشین پایین افتادم و طرف راست ما صخره بزرگی بود و پشت آن پرتگاه بود و دسته گل های ما یکی پس از دیگری بر زمین می افتادند و پرپر می شدند و امام زمان را صدا می زدیم. گلوله ها از بالای سر ما رد می شد و یکی از رزمندگان ما از ناحیه گلو تیر خورد و در چند قدمی ما افتاد و با هر نفس از رگ های بریده او خون بیرون می زد و به من اشاره کرد به او آب برسانم، دوست دیگر ما که رفت به او آب دهد به رگبار بسته شد و من گریه کنان قمقمه آب را برداشتم به بالای سر دوستم رفتم و خم شدم به او آب دهم که گلوله ای به دستم اصابت کرد و قمقمه افتاد و بعد گلوله ها به دست دیگر و پهلو و پاهایم خورد و افتادم، مدتی به همان حال ماندم که دشمن خود را به آن منطقه رساند و کسانی که زنده بودند را تیر خلاص می زدند و بالای سرم که رسیدند گفتند این یکی زنده است خلاصش کنید، سرباز دشمن با پوتین هایش روی چهره ام کوبید و بینی و دهانم پاره شد و گلوله ای دیگر به من زدند و از پشت سر نیز چند گلوله خوردم و ترکش بر بدنم نشست.

وی گفت: قدرت تکلم نداشتم ما را زیر کامیونی انداختند تا از روی بدن ما رد شوند تنها یک لحظه توانستم خود را قدری کنار بکشم، یک دفعه سبک بار شدم و از بالا جسم خودم را دیدم و همچنین روح دوستان شهیدم که یکی از پس از دیگری از کنارم می گذشتند و به عرش می رفتند به قدری احساس خوبی داشتم که دلم نمی خواست آن احساس را از دست دهم، دنبال شهدا رفتم که ندایی به من گفت تو باید برگردی، من گفتم اجازه دهید بیایم دیگر نمی خواهم برگردم، گفت تو خودت خواستی شهید نشوی، برگرد تا وقتت برسد، یک دفعه دیدم روی جسم خودم افتادم و سنگینی و درد شدیدی را احساس کردم.

این شهید زنده اضافه کرد: مدتی بعد محاصره شکسته شد و نیروهای خودی می آمدند و اجساد شهدا را می بردند به بالای سر من که رسیدند فکر کردند شهید شدم زیرا قدرت حرکت نداشتم و تنها صداها را می شنیدم، مرا همراه با اجساد شهدا داخل خودرویی گذاشتند و به سردخانه منتقل کردند، نمی توانستم بگویم که هنوز زنده هستم، چند بار دعای امام زمان (عج) را خواندم و از سردخانه که بیرون آورده شدم اطرافم شلوغ بود و برای یک لحظه با کمک امام زمان توانستم چشم خود را باز کنم، وقتی اطرافیان متوجه من شدند فریاد زدند که این شهید زنده شده و همه به طرفم آمدند و لباس های مرا به عنوان تبرک پاره کردند و بعد به بیمارستان منتقل شدم و تحت جراحی قرار گرفتم.

رفیعی در ادامه افزود: 18 گلوله خورده بودم و علاوه بر آن ترکش هایی بر بدن داشتم و اکنون یکی از گلوله ها در نزدیکی قلبم نشسته است و دکترها گفتند دیگر کاری از دست ما ساخته نیست، نمی دانم تا کی زنده هستم اما می دانم که شهدا به لیاقت شهادت دست یافته بودند و رفتند.

شعری که او درباره دوران مجروحیتش سروده بود، در ادامه می آید:


جاده مانده است و من و این سر باقیمانده       
                                                رمقی نیست در این پیکر باقیمانده

نخلها بی سر و شط از گل و باران خالی       
                                        هیچکس نیست در این سنگر باقیمانده

گر چه دست و دل و چشمم همه آوار شده
                                       باز شرمنده ام از این سر باقیمانده

روز و شب گرم عزاداری شب بوهاییم
                                          من و این باغچه پرپر باقیمانده

پیشکش باد به یکرنگیت ای مرد ترین
                                         آخرین بیت در این دفتر باقیمانده

تا ابد مردترین باش و علمدار بمان
                                        با تو ام ای یل نام آور باقیمانده

مردی پر از درد؛خاطرات شنیدی جانباز شهید محمود رفیعی

http://mostazafin.tv/components/com_dima_video/assets/player/kt_player.swf?video_url=http://mostazafin.tv/images/video/resize/low_quality23mardi-por-az-dard.flv&preview_url=http://mostazafin.tv/images/screenshot/10/sh-mahmod-rafie2.jpg&skin=1&bt=3" allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="270" width="480" />



توسط : کاوه |  

دانلود با لینک مستقیم

شاعر: محمدمهدی سیار

 
 

متن شعر آهنگ گزینه های روی میز:

( یک )

لحظه لحظه خاطرات بهمنی، که یک دفعه بهار شد 

بهمنی که بوی گل گرفت و سوسن و یاسمن

بهمنی که غرق شوق و شور بود.. انفجار نور بود 

( دو )

سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست

  ذره ذره خاکش از غرور و غیرته

سرزمینی که شن کویرش هم لشکر خداست 

( سه )

بغض ناتموم مادری، بالا سر جنازه ی پسر...

بغضی که یه مرتبه صدا میشه، سکوت و میشکنه...

ای تموم بچه هام فدای تو یاحسین...  این گل هم نثار کربلای تو یاحسین...

 ای پدر و مادرم فدای تو یاحسین...  زندگیم فدای کربلای تو یاحسین...

حب الحسين؛ وسيلة السعدا...

 ( چهار )

ایستادن یه نوجوون، بدون ذره ای، ترس و آرزو.. روبروی تانک های روبرو

 ( پنج )

اهتزاز پرچم سه رنگ، روی گنبد مسجدی که زخمی گلوله هاست 

خنده های مردمی که یک صدا میگن:  فتح شهر خون کار خداست

( شش )

آسمونی که پر از نوای ربنا است

آسمونی که قرق شده..

با شهاب و رعد و صاعقه

با آیه « و ما رمیت اذ رمیت » 

آسمونی که  کابوس کرکس هاست

( هفت )

چشمه چشمه..  موج موج.. 

کوچه کوچه..  رود رود..

تو خیابونا به هم رسیدن و یکی شدن

شکستن سردی دی و غرور اهرمن 

حالا بازهم بشمرم...

اینها گزینه های روی میز ماست  

حالا باز هم بشمارید

گزینه های روی میزتون چی هاست  

حالا باز هم بشمارید

همه می دونن این آخرای  قصه شماست

هفت

شش

پنج

چهار

سه

دو

یک



توسط : کاوه |  

 حرمت‌شکنی در عاشورای 88 لکه‌ سیاهی است که تاریخ هیچ‌گاه آن را از خاطر نمی‌برد، اما واقعیتی که نمی‌توان آن را کتمان کرد این است که هیچ کس در ابتدا فکر نمی‌کرد گستاخی عده‌ای بعد از انتخابات به هتک حرمت عاشورای 88 بیانجامد و شاید باز هم عاشوراست که باید نقطه عطف و تاریخ‌ساز باشد.

اگر چه فتنه‌گران کوشیدند که از عاشورا به مثابه ابزاری برای پیش‌بردن مقاصد سیاسی خود استفاده کنند کما اینکه پیش از این با رای مردم، عکس امام (ره)،‌ روز قدس، روز دانشجو هم اینچنین کرده بودند،‌ اما قطعا آنچه پس از هشت ماه فتنه‌گری، کار فتنه پیچیده‌ای که خواص را هم با خود درگیر کرده بود، تمام کرد، همین عاشورای 88 بود.

در عاشورای 88 اغتشاش‌گران به صورت سازماندهی شده نمادهای سبز را حمل می‌کردند و در یک ترکیب سازماندهی شده در چند خیابان تهران دست به تجمع زدند، این جماعت شعارهای ساختارشکنانه سر می‌دادند و از سوی دیگر سوت و کف می‌زدند.

در 6 دی‌ماه 88 در حالی که مردم عزادار ایران اسلامی یکپارچه سیاه‌پوش و غرق در عزای امام شهیدشان بودند، لایه‌های عمیقی از فتنه آشکار شد؛ ‌بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که جریان آشوب هرچه منحرف باشد، حرمت حسین‌بن علی (ع) را نگه خواهد داشت و به ساحت ائمه اطهار اهانت نخواهد کرد، اما عناد آنها با مقدسات حدی نداشت.

در سویی دیگر رسانه‌های غربی از تغییر چهره تهران در روز عاشورا خبر می‌دادند و حتی نوری‌زاده ضد انقلاب لندن نشین به اعلام جزئیات برنامه فتنه‌گران در عاشورا پرداخت، ظهر روز عاشورا فرا رسید؛ جماعتی‌ آشوب‌طلب که خیابان‌های تهران را خلوت دیدند به خیابان‌ها ریختند و به هلهله،‌ پایکوبی و سر دادن شعارهای ساختار شکنانه پرداختند و اصل ولایت فقیه را مورد هجمه قرار دادند.

در آن سوی دنیا هم هلهله‌ای برپا بود؛ مریم رجوی این عاشورا را بهار تهران نامید و ریگی،‌ ایهود باراک وزیر جنگ اسرائیل و اوباما به نمایندگی از دشمنان ایران اسلامی به ستایش فتنه‌گران پرداختند، سران داخلی فتنه نیز به توجیه اقدامات غیر قابل باور حامیان خود پرداخته و به اصطلاح صورت مساله را پاک کردند، کروبی در بیانیه خود عزاداران حسینی را مشتی وحشی نامید و میر حسین موسوی نیز فتنه‌گرانی که حرمت سیدالشهدا و عزاداران حسینی را هتک کرده بودند، «مردان خدا جوی» عنوان کرد.

پس از این واقعه نفرت و انزجار مردم از فتنه‌گران و سران آنها دیگر قابل کنترل نبود، مراجع تقلید از این حوادث فجیع که در روز عاشورا اتفاق افتاده بود، اعلام برائت کردند.

می‌توان وقایع عاشورای سال 88 را از نگاهی دیگر بررسی کرد، عاشورای 88 بار دیگر و بعد از گذشت بیش از 13 قرن و بعد از آنکه غبار فتنه فضای تنفسی را در کشور سخت کرده بود باعث بهبود فضا و فرود آمدن باران ایمان و رحمت شد.

آری؛ نهم دی نقطه عطفی در تاریخ کشور و انقلاب اسلامی ما است و قطعاً هتک حرمت عاشورا نیاز به خلق حماسه‌ای همچون نهم دی داشت.

پس از خط بندی فتنه‌گران با نظام اسلامی در روز عاشورا مردمی که صبورانه و با بزرگواری هشت ماه تمام اقدامات فتنه‌گران را تحمل کرده بودند، با شعارهایی همچون «حسین جان شرمنده‌ایم» در روز 9 دی سراسر کشور را مشحون از شور حسینی کردند و اینگونه بود که طومار طوفانی هشت ماهه با نقش‌آفرینی مردم و محاکمه خیابانی سران فتنه به پایان رسید.

مقام معظم رهبری پس از حماسه 9 دی درباره عظمت حضور مردم فرمودند که مطمئن باشید روز 9 دی در تاریخ ماند و متمایز شد و در این قضایا هم عاشورا به کمک ملت آمد.



توسط : کاوه |  

میزان بارندگی اخیر در فریدون شهر چقدر بود؟/آیا همچنان شهرستان در اقلیم دو باید باشد؟


بارش سنگین برف و مشکلات بوجود آمده و سرمای شدید هوا و بالا بودن شعله های بخاری ها و وسایل گرمایشی و اعلام اخبار متفاوت و ضد و نقیض درباره میزان این بارش و به دنبال آن کمبود امکانات در رسیدگی بهتر به مناطق محصور شده در برف سوال هایی را در ذهن مردم بوجود آورده است

IMG_4324
لطفا اخبار ذیل را با دقت مطاله نمایید.
خبرگزاری ایسنا۲۳آذرماه :مسول اداره هواشناسی فریدونشهر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در فریدون‌شهر، با بیان این‌که ارتفاع برف در شهرستان فریدون‌شهر به یک متر و در ارتفاعات به دو متر رسیده است، اظهار کرد: بارش برف از روز پنج‌شنبه در این شهرستان آغاز و هم‌اکنون با وزش باد و کولاک شدید همراه است.
خبرگزاری ایمنا ۲۳آذرماه :بر طبق شواهد و گزارشات اداره هواشناسی شهرستان فریدونشهر بیش از نیم متر برف در فریدونشهر و در ارتفاعات به بیش از یک متر رسیده است.
سایت پونه زار۲۴آذرماه : رییس اداره هواشناسی فریدونشهر از بارش ۱۳۱ میلی متری باران و بارش ۸۰ سانتی متری برف در این شهرستان طی چند روز اخیر خبر داد.
خبرگزاری مهر۲۳ آذر ماه : کارشناس سازمان هواشناسی استان اصفهان افزود: بیشتر بارش ها به صورت بارش برف است که در فریدونشهر این بارش ها به ۵۵ سانتی متر در سطح شهر رسیده است اما در ارتفاعات این شهرستان میزان بارش برف بیش از این میزان گزارش شده است.
برنامه صبح اصفهان روز شنبه ۲۳آذر ماه : بارش برف در فریدونشهر حتی مردم این شهر را نیز غافلگیر کرده که میزان آن بر اساس گزارس هواشناسی ۵۰سانتی متر و بر اساس گفته های دو تن از همکاران ما که اتفاقا اصالتا فریدونشهری هستند بیش از یک متر است !
شبکه خبر ۲۳آذرماه : بر اساس گزارش هواشناسی  بارش در مناطق شهری فریدونشهر به یک متر و در ارتفاعات به بیش از دو متر رسیده است .
خبرگزاری ایرنا ۲۳آذر ماه : یوسلیانی بارش برف در شهر فریدونشهر را تا ۶۰ سانتی متر و در ارتفاعات بیش از دو متر اعلام کرد.
مردم و شاهدین عینی این بارندگی : بارش در شهر بیش از یک متر و ۲۰ سانتیمتر و در در ارتفاعات بیش از دو متر  می باشد .
شهرستان فریدونشهر به جهت کوهستانی بودن اقلیم خود همه ساله شاهد ریزش نزولات جوی فراوان می باشد وو ساکنین این منطقه نیز با این موضوع کنار آمده و برایشان موضوعی غیر مترقبه نمی باشد .
چرا که در شهری که ارتفاع آن از سطح دریا ۲۵۹۰متر می باشد و بحق بام ایران بشمار می رود (هرچند در دادن این عنوان که خداوند متعال مقدر این شهر نموده نیز خیلی ها خست و تنگ نظری می کنند و بسیاری از شهرها دیگر براحتی این عنوان را از فریدونشهر غصب کرده اند وتا کنون نیز مسئولین محترم نتوانسته اند این حق قانونی را به درستی احقاق نمایند)بارش برف طبیعی می باشد .
اما نکته ای که همواره مردم این شهرستان را آزار داده است ،متفاوت اعلام کردن آمار میزان بارندگی و حتی درجه برودت هوا می باشد که این موضوع شاید به خودی خود آنچنان دخلی برای مردم نداشته باشد اما اگر به آثار و عواقب این امار متفاوت نگاه کنیم تا کنون حقوق متعددی را این مردم شریف ضایع نموده است که بعنوان مثال به نمونه های اشاره می شود.
سال ۸۹ و ماجرای اقلیم بندی مناطق و در کمال تعجب قرارگرفتن  شهرستان فریدونشهر در اقلیم سه و هم تراز شدن با شهرستان گرمسیری همچون اردستان ! در آن زمان علت این امر را در نظر قرار دادن آمار هواشناسی یک دوره ۲۰ساله مناطق از سوی شرکت گاز ایران ملاک عمل این کار اعلام نمودند !
البته با پیگیری یکساله مسولین وقت اقلیم شهرستان تنها تبدیل به دو شد و این در حالی است که میانگین دمای هوای یک دوره ۲۰ ساله فریدونشهر آن را بدون هیچ تردیدی در ردیف شهرهایی که با اقلیم یک یابسیار سرد قرار می دهد و یا میزان بارش برف !
یا نمونه ای دیگر ، همین بارش برف در روز جمعه اخیر که حداقل همه کسانی که در شهر حضور داشتند می توانند شهادت بدهند که بیش از یک متر برف در سطح شهر باریده است و حتی نیاز به شاخص دیگری برای تعیین حجم برف نبود ولی به علت تناقض در کزارش های هواشناسی که در ابتدای این مطلب مطالعه نمودید علی رغم شرایط حاد و بحرانی منطقه و مدفون شدن شهرستان در برف و قطع برق و آب، مسئولین استان برای اعلام حالت فوق العاده و بحرانی برای فریدونشهر همچنان مردد بودند !
کسی منکر پیشرفت تکنولوژی و استفاده از میزان سنج های دقیق برای اندازه گیری میزان بارندگی نیست اما نکته قابل سوال و تامل این است آیا در مجموع ساختار تعیین و همچنین جانمایی ایستگاه سنجش بارندگی در شهرستان کوهستانی با این ویژگی های خاص اقلیمی آن هم تنها یک ایستگاه در کل شهرستان برای این شهرستان کفایت می کنند ؟
و موضوع دیگر این که چرا وقتی حتی یک کودک کم سن و سال می تواند حجم بارش برف را اندازه گیری نماید ،میزان سنج های دقیق اداره هواشناسی شهرستان از این موضوع بسیار ساده عاجز می مانند !؟
و یا نحوه انعکاس رادیو و تلویزیونی تمام موضوعات و خصوصا موضوع بارندگی فریدونشهر در رسانه استانی که بسیار ضعیف و کم رنگ می باشد و در مقاطعی اصلا انعکاس پیدا نمی کنند که این نیز جای تاسف برای رسانه ایست که ماهیت ذاتی خود را اطلاع رسانی و آگاهی بخشی جامعه قلمداد می کنند !
آیا دیگر وقت آن نرسیده که مسئولین خیلی شفاف برای مردم شریف شهرستان فریدونشهر توضیح دهند که چرا با اصلاح ساختار اداره هواشناسی و جانمایی درست برای ایستگاه های سنجش بارندگی و برودت هوا آن هم در چند نقطه متعدد در سطح شهرستان ، مردم مظلو م شهرستان که هر ساله چوب قرار گرفتن دراقلیم سه و دو آن هم به جهت اعلام آمار متفاوت را می خورند و در مقابل هر ماه شاهد فیشهای گاز با ارقام نجومی هستند را نجات نمی دهند !



توسط : کاوه |